مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

612

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

در ياد كرد آنچه از شگفتيهاى زمين و مردم آن آمده است در كتابها آمده است كه شگفتيهاى جهان چهار چيز است : درخت زرزور و منارهء اسكندريه و كنيسهء رها و مسجد دمشق . و از شگفتيها نيز دو هرم مصر است كه ارتفاع آن دو ، در آسمان چهارصد و پنجاه ذراع است و به صورت مخروط است و بر آن دو نوشته شده است كه هر كس مدعى است ، آنها را ويران كند ، چرا كه ويران كردن آنها از ساختن آسانتر است . از جمله شگفتيها ، يكى پلى است در ختن كه از سر كوهى به سر كوهى ديگر گره خورده است ، كه مردم چين - در روزگار گذشته - آن را بسته‌اند . و از جمله شگفتيها ، يكى كوه تبت است كه به نام كوه سم خوانده مىشود ، هر گاه مردم از آنجا عبور كنند نفسهاشان مىگيرد و بعضى مىميرند ، و بعضى زبانشان بسته مىشود . و از شگفتيها ، يكى اينكه قتيبة بن مسلم به هنگام گشودن ويكند [ 1 ] ، ديگهاى بزرگى يافت كه با نردبان از آنها بالا مىرفتند و گفتند كه اينها از ساخته‌هاى پريان است ، براى سليمان به گفتهء خداوند : « براى وى هر چه مىخواست ، از قصرها و تنديسها و كاسه‌ها به اندازهء حوضها و ديگهاى مستقر بزرگ ، مىساختند » ( 34 : 12 ) . و ديگر از شگفتيها اينكه گويند در برآمد نگاه خورشيد ، زمينى است كه طلا قطعه قطعه ، به مانند گياه از آن مىرويد و به هنگام شكفتن صبح نمودار مىشود به مانند چراغها ، و سپس به هنگامى كه طلوع سپيده نزديك مىشود ، شناور مىگردد . و در اين سرزمين جانورى است بر گونهء مورچه كه آدمخوار است . گويند هنگامى كه گشتاسب بن لهراسب ، اسفنديار را به جنگ فرستاد ، وى در سرزمين ترك به گردش پرداخت ، تا از ما وراء روم ، در اقصاى مغرب ، سر به درآورد . در آنجا بتى نهاد و بر آن نوشت : آن سوى اين ، هيچ كس براى جنگ كردن نيست . هنگامى كه طارق بن زياد - به روزگار ولايت عبد الملك بن مروان - اندلس را گشود ، در آنجا مائده‌اى يافت با سه طوق مرواريد و زبرجد و ياقوت . اهل كتاب گفتند اينها چيزهايى است كه پريان براى سليمان بن داود از دريا استخراج كرده‌اند . و از شگفتيها ، يكى اينكه گويند هر كس به تبت درآيد پيوسته بدون دليل ، شادان و خندان خواهد بود تا هنگامى كه از آنجا خارج شود .

--> [ 1 ] رجوع شود به الاعلاق النفيسه ، چاپ ليدن 1819 ، ص 80 .